«ستاره فرمانفرمائیان»، از اعضای معروف خانواده ذینفوذ «فرمانفرما» در دوره قاجار و پهلوی، در خاطرات خود که با عنوان «دختری از ایران» به چاپ رسیده است، مینویسد:«من در نیویورک با خواندن روزنامههای ایرانی و آمریکایی از جریان محاکمه [دکتر مصدق] آگاه میشدم. جریان حاکم بر این محاکمه، شکل حادی از شکنجه روانی بود. مطبوعات آمریکایی جشن گرفته بودند و کاریکاتورهای توهینآمیز از مصدق به چاپ میرسید. [انگار نه انگار که پیشتر به دولت او وعده کمک داده بودند.] آنها خصوصیات و ویژگیهای رفتاری دکتر مصدق از جمله پیری، بیماری، شوریدگی، شوخ طبعی و یکدندگیاش را به مسخره میگرفتند. عکسهایی که از او در مطبوعات آمریکا به چاپ میرسید نیز، هدفی را دنبال میکرد، مثلاً او را نشان میدادند [که] سر برشانه وکیلاش در دادگاه، به خواب رفته است و یا مشغول کوبیدن دمپایی به میز مقابل خویش است و یا به صورتی عصبی میخندد. روزنامههای آمریکایی میکوشیدند با چنین نمایشاتی ... [مصدق] را به صورت پیرمرد احمق و نیمه دیوانه جلوه دهند و ... او را در هم بشکنند.»(صفحه 242) این در حالی بود که تا چند ماه قبل، آمریکاییها چنین وانمود میکردند که قصد دارند به دکتر مصدق کمک کنند و در مقابل بریتانیا، جانب او را بگیرند. «فرمانفرمائیان»، سپس به جریانهای پس از برکناری و زندانی شدن دکتر مصدق میپردازد و مینویسد:«پس از حذف مصدق از صحنه سیاست، پیشرفت زیادی در مذاکرات نفتی حاصل شد و دولت ژنرال زاهدی، بلافاصله چهل و پنج میلیون دلار کمک نقدی از ایالات متحده دریافت کرد و پیشنهاد کنسرسیوم نفت، یعنی همان پیشنهادی که توسط مصدق رد شده بود، دوباره به مذاکره گذاردند که سرانجام مورد قبول دولت ایران قرار گرفت. شرکت نفت ایران و انگلیس تبدیل به کنسرسیوم نفت ایران شد. در این کنسرسیوم انگلستان صاحب 40 درصد از سهام بود، 40 درصد دیگر را به پنج شرکت بزرگ نفتی آمریکایی به خاطر حمایت از تحریم نفت ایران، به عنوان پاداش تقدیم کردند ... به این ترتیب یک بار دیگر، زمام امور این ذخیره و گنجینه ملی ما، به دست بیگانگان افتاد. تنها تفاوت این بود که این بار آمریکا نیز شریک نفتی انگلستان در ایران محسوب میشد.»(صفحه 243)
منبع: دختری از ایران، ستاره فرمانفرمائیان، مترجم: مریم اعلایی، تهران، نشر کارنگ: 1383





نظر شما